
محمد مهدی مظاهری: در سالهای اخیر بحث تغییر در نظم جهانی، شرایط و دلایل این امر و الزامات آن برای کشورهای مختلف به یکی از مباحث جدی در عرصه مطالعات سیاست خارجی و روابط بینالملل تبدیل شدهاست.
این تغییرات شامل حوزههای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در سطح جهانی است که باعث تغییر در نحوه تعامل کشورها با یکدیگر و همچنین تغییر در نحوه حل و فصل منازعات بینالمللی میشود. اما نشانههای این تغییر در نظم سیاسی بینالمللی چه هستند ؟ و چگونه میتوان در کسب جایگاه مناسب در این نظم نوین موفق بود؟
در رابطه با نشانهها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
– رشد قدرت چین و تحولات در آسیا:جهش چین به عنوان یکی از قدرتهای اقتصادی و نظامی جهان، تغییرات بزرگی در نظم سیاسی جهان ایجاد کردهاست.این تحولات شامل تحولات اقتصادی و نظامی تا حد بیشتر و فرهنگی در سطح محدودتر است.
– تحولات در منطقه غرب آسیا:رخدادهای اثرگذاراین منطقه، از جمله جنگهای نیابتی پر هزینه در سوریه و یمن و ناکامی ابرقدرتهای جهانی در برخورد با آنها، حرکت کشورهای عربی حوزه خلیج فارس به سمت سیاست خارجی مستقل و عملگرایانه، پایداری و مقاومت جمهوری اسلامی ایران در برابر تحریمهای بیسابقه و همهجانبه آمریکا و بی اثرکردن نسبی این تحریمها، پیشرفتهای چشمگیر ایران در حوزه پهبادی و موشکی و مواردی از این دست؛ از جمله تحولات مهمی بودهاند که بر جایگاه و پرستیژ ابرقدرتها در نظام جهانی، شیوههای سنتی حل و فصل منازعات و ماهیت نظام بینالملل تأثیرات جدی داشتهاند.
– تغییرات در روابط بینالمللی؛از جمله ناکامی قدرتهای بزرگ در مواجهه با برجام، انشقاق در اتحادیه اروپا با خروج انگلیس از این اتحادیه، پیشتازی چین در عرصههای اقتصادی و خیزش روسیه برای بازیگری فعال و کنشمند در مناطق استراتژیک، از دیگر عواملی هستند که به تغییر در نظم جهانی کمک کردهاند.
در چنین شرایطی جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک قدرت منطقهای که هم در تغییر نظم بینالمللی حاکم اثرگذار بوده و هم از تبعات این تغییر تأثیر میپذیرد، باید از آمادگی لازم برای مواجهه کنشمند و نقشآفرینی در این تحولات برخوردار باشد.
هر چند ایران به عنوان یکی از کشورهای دارای تاریخچه و فرهنگ بسیار قدیمی و با تواناییهای اقتصادی، نظامی و فرهنگی قابل توجه، همچنان جایگاه مهمی در نظم بینالمللی دارد؛ اما حفظ و ارتقای این جایگاه منوط به عوامل مختلفی مانند مدیریت هوشمندانه توسعه سیاسی و اقتصادی در عرصه داخلی وتدوین سیاست خارجی پویا، چندجانبه و عزتمند در عین توجه به واقعیات و در نظر گرفتن مقدورات و محذورات کشور است.
در این راستا جانمایی ایران در نظم نوین جهانی، مستلزم اقدامات زیراست:
۱٫ توسعه اقتصادی و سیاسی:در گام نخست باید به این قضیه توجه داشت که نقشآفرینی مؤثر در تحولات منطقهای و اثرگذاری جهانی، مستلزم برخورداری کشور از پشتوانههای قدرتمند مردمی در عرصه داخلی است و این شرایط مهیا نمیشود جز با پیشرفت در عرصه اقتصاد و سیاست. از این رو برای برخورداری از جایگاه مناسب در نظم جدید جهانی، ایران باید تواناییهای خود را در حوزههای اقتصادی توسعه داده، ضمن بهرهگیری از امکانات و ظرفیتهای داخلی، به دنبال جذب سرمایهگذاران خارجی و توسعه همکاریهای مشترک با شرکتهای خارجی نیز باشد.
در عرصه سیاسی هم لازم است سخن بنیانگذار انقلاب مبنی بر اینکه «میزان، رأی ملت است»، همواره در گفتار و عمل تصمیمگیران و مجریان مورد توجه قرار بگیرد و از این مسیر، سرمایه اجتماعی و پشتوانه مردمی نظام سیاسی تقویت شود.
۲٫ تصویرسازی مثبت از خود در منطقه و جهان:در چند دهه اخیر، یکی از سیاستهای جدی دشمنان و رقبای منطقهای و بینالمللی ایران، ترویج سیاست ایرانهراسی و ارائه تصویری خطرناک و برهمزننده نظم و ثبات در منطقه و جهان بودهاست؛ سیاستی که بعد از پیمان ابراهیم و با تلاشهای اسرائیل برای تغییر توجهات دولتها و ملتهای عرب از سمت خود به سوی ایران، نیز تشدید شدهاست.
در این راستا، به منظور ایفای نقش مؤثر در نظم نوین جهانی، لازم است ایران با تمرکز بر قدرت نرم و دیپلماسی رسانهای و عمومی، تصویر یک کشور مسئولیتپذیر وضامن صلح و امنیت را از خود به نمایش بگذارد و بکوشد نقش میانجی و واسط در پایاندهی به همه جنگها و تنشها را برای خود تعریف کند.
۳٫ تقویت روابط بینالمللی: ایران باید با تنوعبخشی در سیاست خارجی و پرهیز از وابستهشدن به یک یا چند کشور محدود در غرب یا شرق، روابط خود را با کشورهای مختلف تقویت کند و بازارهای جدیدی برای صادرات کالاها و خدمات تولیدی خود بیابد.
۴٫ همکاری با سازمانهای بینالمللی: ایران باید با سازمانهای بینالمللی به عنوان بازیگران مؤثر غیر دولتی همکاری کند و با حضور مؤثر در این سازمانها، در حل مسائل بینالمللی،اثرگذار و نقشآفرین باشد.
به طور کلی،میتوان گفت قرار گرفتن در زمره طراحان و شکلدهندگان به نظم جدید بینالمللی، نیازمند برخورداری توأمان از ابزارهای قدرت سخت و نرم است و از این رو جمهوری اسلامی ایران نیز برای دستیابی به جایگاهی شایسته در نظم نوین باید به طور همزمان به تقویت عناصر قدرت سخت و نرم خود بپردازد و البته با توجه به نقش انگارهها، هنجارها و تصاویر ذهنی، لازم است بیش از هر چیز به دنبال اقتدار و نفوذ نرم در عرصه داخلی، منطقهای و جهانی باشد.